تبليغاتX
بسیج مدرسه عشق است
پایگاه بسیج شهید بهشتی در عزت آباد وابسته به حوزه شهید نصیری نجف شهر(سیرجان)
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

 در حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

 در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

 مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

 همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

 دوّمين بازداشت
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

 سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

 پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

 بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

 در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

 در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:51  توسط مهدی خراسانی  | 

مكتبی بودن

مهمترین ویژگی بسیج ایمان به خدا و اعتقاد قلبی و باور درونی به خالق یكتا است. ایمان به خدا رابطه مستحكم نیروهای بسیجی با حق تعالی است زیرا بسیج رضایت حق تعالی را مبنای حركت و فعالیت خود می داند. بنابراین مهمترین مشخصه بسیجی مكتبی بودن آن است. جهاد همه جانبه در راه خدا، نگهبانی از انقلاب ، دستاوردهای نظام مقدس اسلامی از دیگر جنبه های مكتبی بودن نیروهای بسیجی است.

اطاعت از ولایت فقیه

اطاعت از ولایت فقیه و تبعیت پذیری از رهبری نظام یكی از شاخص ترین ویژگی های بسیج است. بسیج تابع محض ولایت فقیه است و سعادت خود و جامعه را در پیروی از ولایت فقیه می داند، زیرا از معمار انقلاب و موسس بسیج آموخته است كه ««من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم كه امر دولت اسلامی اگر بانظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملكت وارد نخواهد شد.»
 

اخلاص

بسیج عاشق خدا است و اخلاص به خدا مهمترین خصوصیات و ویژگی بسیجیان است. زیباترین حركت بسیجیان خمینی و فعالیت بسیجیان ، داشتن رنگ خدائی در كارها است. برای همین است كه امام بسیجیان ، خمینی كبیر (ره) فرموده اند:
” بسیج لشكر مخلص خدا است كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند.“
مساله اخلاص بسیار دقیق و ظریف است كه قبولی اعمال بستگی به مقدار خلوص انسان دارد و هر چه اخلاص بیشتر و كاملتری داشته باشد، عمل او ارزشمندتر است . امام صادق علیه السلام در ضرورت توجه به موضوع اخلاص می فرمایند:
” هیچ نعمتی بالاتر از این نیست كه در دل بنده چیزی جز خدا نباشد.“
 

تواضع و فروتنی

فروتنی و شكستن نفس از مهمترین فضایل انسانی است كه نیروهای بسیجی موصوف به چنین اخلاقی می باشند. بسیج علاوه بر اینكه در مقابل خدا خاشع و فروتن است در برابر مردم متواضع می باشد. قرآن كریم ویژگی مؤمنان و مردان خدا را چنین بیان می كند:
” بندگان شایسته خدا كسانی هستند كه با آرامش راه می روند و آنگاه كه از نادانان حرف نامربوط می شنوند، نادیده می گیرند و اظهار محبت می كنند.“

غیرت دینی

غیرت و جوانمردی از ویژگیهای هر بسیجی است . بطور كلی منظور غیرت دینی این است كه نیروهای بسیجی نسبت به مسائل اخلاقی و دینی جامعه و ترویج احكام و معارف الهی حساسیت داشته باشند. اگر موضوعاتی در جامعه رخ داد كه با احكام اسلامی و الهی مطابق نبود، در برابر آن عكس العمل نشان داده شود. موضوع غیرت ، در سیره معصومین (ع) و بزرگان دین به وضوح مطرح است . اگر بخواهیم نماد كلی و عینی غیرت دینی را در عصر حاضر از بزرگان دین مطرح كنیم ، موضعگیری شجاعانه حضرت امام (ره) در تألیف كتاب آیات شیطانی توسط سلمان رشدی است كه فتوای تاریخی قتل سلمان رشدی را صادر فرموده اند. بنایراین بسیجی هرگز در مقابل ناهنجاریهای جامعه بی تفاوت نخواهد بود. در مقابل زشتی ها و ناپاكی های اخلاقی و اجتماعی اهل تسامح و تساهل نخواهد بود.

حسن خلق

اخلاق نیكو یكی از صفات پسندیده در اسلام و از شیوه های مطلوب جاذبه دینی و فضایل انسانی است. در میان آداب اخلاقی و سنتهای اجتماعی، حسن برخورد با مردم در اخلاق اسلامی جایگاه ویژه ای دارد و برای نیروهای بسیجی كه با مردم ارتباط دارند این موضوع حائز توجه است. مهمترین مؤلفه جاذبه مردم به تشكیلات بسیج برخورداری نیروهای بسیجی به این صفت پسندیده است كه به عنوان یك رفتار مطلوب در میان نیروهای بسیجی رایج است. در اهمیت حسن اخلاق همین بس كه پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: ” برترین شما نیكوكارترین شما از نظر اخلاق است. آنان كه خود را آماده خدمت كرده و با دیگران با الفت و مهربانی زندگی می كنند.“
 

شجاعت

 گرچه شجاعت یك صفت اخلاقی است ولی مهمترین نماد اخلاقی و رفتاری یك فرد در زندگی اجتماعی است. فرد شجاع كسی است كه دارای هویت دفاعی است و در راه حفظ ارزشها جرأت برخورد با عوامل دشمن را دارد. اگر شجاعت به عنوان یك فرهنگ عمومی در جامعه ما وجود داشته باشد و همه آحاد مردم صلابت و شهامت در راه دفاع از اسلام و ارزشهای دینی را داشته باشند، بدون شك كیان اسلامی از هر خطری مصون خواهد بود. حضور مقتدرانه در دفاع مقدس و خلق حماسه های پرشور بسیجیان در صحنه های نبرد نشانه های عینی از شجاعت بسیجیان در صحنه های دفاع می باشد كه از مهمترین شاخصه های نیروهای بسیجی نیز می باشد.
 

مردمی بودن

منظور از مردمی بودن بسیج این است كه آنان از متن ملت برخاسته و به صورت خودجوش و حركت مردمی به عضویت این تشكیلات پیوستند و در جهت مصالح و آرمانهای نظام به پیروی از ولایت فقیه به انجام وظیفه پرداختند. حضور رده های مقاومت بسیج در كلیه اقشار و اصناف و اقصی نقاط كشور و پذیرش و جذب آحاد مردم در سنین مختلف نماد واقعی مردمی بودن این تشكیلات است.
 

شهادت طلبی

 شهادت طلبی با وجود بسیجیان عجین شده است و بسیجی شهادت را می شناسد و به آن عشق می ورزد. حب به شهادت را بسیج از مولای خود علی علیه السلام آموخته است كه فرموده است : “ انی للشهاده لمحب. من دوستدار شهادت هستم.“ نام بسیج در فرهنگ انقلاب اسلامی با ایثار و شهادت نقش بسته است زیرا ارزشهایی كه فرهنگ اسلام و مبنای دینی برای شهادت قائل است بسیجی را شیفته شهادت كرده است. رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: ” بالای هر نیكی، كار نیك دیگری است تا اینكه مرد در راه خدا كشته شود. وقتی در راه خدای عزوجل كشته شد بالای آن كار نیكی وجود ندارد.“

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:49  توسط مهدی خراسانی  | 

هاشمی رفسنجانی:
ـ عوامل مرموز به دنبال شکاف مردم و نظامند.
ـ هر جا توده های مردم با هوشیاری وارد صحنه شده انداین توطئه خنثی شده است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:14  توسط مهدی خراسانی  | 

آيت‌اله جنتي دبير شوراي نگهبان قانون اساسي در نامه‌اي به وزارت كشور اعلام كرد: اين شورا پس از بررسي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، صحت اين انتخابات را تائيد كرد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:13  توسط مهدی خراسانی  | 

نگاهي به اغتشاشات و آشوب‌هاي روزهاي گذشته از تلاش سازمان‌يافته‌اي پرده برمي‌دارد كه در ذيل سناريوي ناكام انقلاب مخملي درايران، قابل تعريف است. بي‌ترديد، بررسي لايه‌هاي چندوجهي اين پروژه كه در مقاطعي نيز به صورت مكمل هم عمل كردند بيانگر تلاشي است كه نقطه عزيمت آن ايجاد «گفتمان اعتراضي» بوده است. گرچه اين سناريو در كشورهاي استقلال‌يافته شوروي سابق با اعتراض به نتايج انتخابات و تقلب درآن كليد خورده است وليكن آنچه در همان ابتداي كار پيشبرد اين انقلاب را در ايران ناكام گذاشت، وضعيت آرا بود. اوكراين و گرجستان دو كشور به دام افتاده در انقلاب‌هاي رنگين، برپايه نزديكي آراي نامزدها به يكديگر بوده است. اتفاقي كه در ايران با اختلاف 11 ميليوني عملا باورپذيري تقلب و تلاش «پرهياهو» و«پرشتاب» براي اين پروژه را با كندي‌هاي بسيار سختي روبه‌رو ساخت. اما اينكه قرينه‌هاي تلاش‌هاي سازمان‌يافته براي ايجاد انقلاب مخملي در ايران چه مي‌باشد، بي شك بايد به تطابق رفتارها و تحركات جريانات اخير با نمونه‌هاي اتفاق افتاده دركشورهاي مختلف پرداخت. به‌طوركلي برخي عوامل عمومي كه تاكنون در برخي كشورهاي هدف انقلاب رنگي قرار گرفته بعضاً صورت مشترك داشته به صورت زير قابل احصا مي‌باشند: 

 


1- نمادسازي
هدف ازنمادسازي براي بعد و حجم دادن به نيروهاي هوادار و متمايز ساختن آنان به عنوان مجموعه متفاوت و مخالف مي‌باشد. همچنين انگيزه بخشي به حاميان با انتخاب رنگ درجهت ترغيب آنان براي شركت در يك رويداد و يك رفتار خاص مي‌باشد. اين اتفاق در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري با انتخاب رنگ سبز و بهره‌گيري از محصولاتي همچون تي شرت، كلاه و شال سبز و نيز به راه انداختن تظاهرات خودرويي به نماد‌هاي سبزظهور و بروز يافت. يكي از دلايل اصلي براي تأكيد‌ برنمادسازي حك ساختن آن بر اذهان و استفاده از عنصر در دسترس بودن و قوه يادآوري مي‌باشد. مضاف بر اينكه به‌دست گيري فضاي تبليغاتي شهر و تهييج بخشي ميداني نيز در اين بخش كاملاً مشهود مي‌باشد.

2- شكل‌دهي قطب‌بندي شديد اجتماعي
ايجاد دوانگاري‌ متضاد Binary opposition در ميان توده مردم نيز يكي از روش‌هاي مورد تأكيد‌ در انقلاب‌هاي رنگي است. اين قطب‌بندي در حقيقت الف- براي ايجاد تخاصم ميان مردم و شكل فضاي نزاع بوده و ب- درچارچوب شكل‌دهي اقليت يا اكثريت ناخشنود و عصبي قابل تصور است. رودررو قراردادن مردم و ايجاد قطب‌بندي درميان آنها نيز براي شكستن بسياري از هنجارهاي مورد توجه جامعه و عبور از خطوط مورد احترام در زمينه تكريم نهادها مي‌باشد.



3- بروزدادن گرايش‌هاي ليبرالي و نئوليبرالي
يكي از جان مايه‌هاي شكل دهي انقلاب‌هاي رنگي مخابره پيام گرايش به گرايش‌هاي ليبرالي و نئو ليبرالي مي‌باشد. هدف اصلي از اين علايم براي كسب حمايت‌هاي غربي مي‌باشد. در اين انتخابات تأكيد‌ بر گفت‌وگوهاي بي‌ قيد و شرط باآمريكا و عدول از برخي ايدئولوژي‌هاي انقلاب همچون نحوه مواجهه با رژيم صهيونيستي در همين چارچوب قابل ارزيابي است.



4- سازماندهي تشكيلاتي
تعريف نقش براي اعضاي ستاد و نيز اعطاي ماموريت به نيروها، نيازمند سازماندهي قوي و منسجم مي‌باشد. نيروهاي دوم خردادي درپيش ازانتخابات با به راه انداختن كارناوال‌ها و اردوهاي خياباني «فضا سازي»،
«تهييج‌انتخاباتي»،«رعب‌تبليغاتي»،«كميته صيانت ازآرا»، «كمپين سخنراني»،«پوشش‌هاي نمادين»،«تظاهرات خودرويي» بخشي از سازماندهي‌هاي خود را براي پيروزي درانتخابات نمايان ساختند. همچنين در بخش اغتشاشات خياباني نيز اين جريان ساماندهي كاملاً دقيقي را مورد توجه خود قرار داد. تشكيل كميته‌هاي «عملياتي،«محوربند»، « رسانه‌اي – عمليات رواني»،«مالي و پشتيباني» نيز از جدي‌ترين اقدامات در اين زمينه بوده است. نحوه درگيري‌هاي خياباني و سازماندهي اراذل و اوباش و مسلح ساختن آنان به انواع سلاح‌هاي سرد و گرم بخشي از تلاش‌هاي صورت گرفته دراين بخش بوده است. بي‌گمان تدارك و سازماندهي دستاويزي ( تاكتيكي ) براي كانوني كردن فشار بر روي حكومت و واداشتن آن به گردن نهادن به خواست آنان بوده و مي‌باشد. اين جريان تلاش دارد تا با اين فشار انتخابات را باطل ساخته و شرايط جديد را براي ادامه تحركات خود فراهم سازند. تأكيد‌ يك مقام سياسي مبني بر اينكه ابطال انتخابات كف خواست‌هاي ميرحسين موسوي مي‌باشد بيانگر سارماندهي براي فشار جهت رسيدن به منويات اصلي مي‌باشد.



5- هزينه‌هاي سنگين مالي
تامين هزينه پوسترها،بنرها،عقد قرارداد با شبكه‌هاي ماهواره‌اي و تهيه البسه تبليغاتي بي ترديد از هزينه‌‌كرد سنگيني پرده برمي‌دارد كه سامان يافته بودن آنها از چشم هيچ ناظر سياسي پنهان نيست. حضور اسپانسرهاي مالي و فعالان اقتصادي درحوزه نفت،محصولات روغني،فعالان عرصه ساخت و ساز و نيز انتشار برخي شايعات مبني بر حمايت‌هاي مالي خارجي مواردي بودند كه ساماندهي كاملا حرفه‌اي را ظهور و بروز دادند.



6- دموكراسي‌خواهي و حقوق شهروندي
نحوه فعاليت اين جريان و مقاصد پنهان آنها نيز در لفافه « دفاع از دموكراسي و حقوق بشر »، «حقوق شهروندي‌»،«عدالت‌گرايي» پوشانده شد تا دليل واقعي در افتادن آنان با حكومت كتمان شود. بي ترديد به‌دست آوردن حمايت‌هاي مردمي‌با اتخاذ تاكتيك «دنياي وانموده» و قلب حقايق از جمله مواردي بود كه براي پنهان نگاه داشتن نيات واقعي اتفاق افتاد.



7- نفوذ درسيستم سياسي
يكي از روش‌هاي جريان مزبور براي انقلاب رنگي خود نفوذ درسيستم سياسي براي رسيدن به چند هدف عمده بوده است. هدف اول دسترسي به اطلاعات محرمانه مسؤولان براي ايجاد فشار روي آنها بوده است. حمله به منازل برخي از مسؤولان وزارت كشورونيزانتشار شماره تلفن‌هاي همراه آنها در اينترنت دراين راستا قابل ارزيابي است. هدف دوم اما به‌دست آوردن اطلاعات ميداني براي تحركات خياباني بوده است. اين اطلاعات بي گمان بخشي از اغتشاشات خياباني را پشتيباني اطلاعاتي نمود.



8- القاي شبهه تقلب پيش ازانتخابات
يكي ديگر از روش‌هاي به‌كارگرفته شده توسط جريان مزبورادعاي تقلب در انتخابات با يك پيش فرض بوده است. پيش فرق مطلق انگاري در اين چارچوب شكل گرفت كه پيروز انتخابات مهندس موسوي بوده و اگر هر انتخاب ديگر صورت گيرد به معناي تقلب در انتخابات مي‌باشد. گرچه اين القا زمينه‌اي براي آغاز اغتشاشات خياباني بود وليكن در وراي خود مشروعيت‌زدايي از دولت حاكم را نيز هدف گرفت. به اين معنا كه با اعلام پيروزي خود قبل از پايان رأي گيري دولت حاكم را غيرقانوني اعلاك كرده و شدت و اقتدار رأي به‌دست آمده توسط وي را خنثي سازند.



9- حمايت‌هاي خارجي
تأكيد‌ رسانه‌هاي خارجي مبني برانجام تقلب در انتخابات ايران و حمايت از آشوب‌هاي خياباني با توجيه ناديده انگاشته شدن رأي مردم، حمايت‌هاي بيگانگان از انقلاب رنگي جريان مزبور را عيان ساخت. بي شك آشفته ساختن فضاي سياسي جامعه،كسب مساعدت بين‌المللي، ايجاد فشار به حكومت از سوي بيگانگان تحت عناويني همچون جريمه‌هاي ديپلماتيك، سياسي و اقتصادي و كاهش به رسيمت شناختن رئيس‌جمهورمنتخب از جمله كارويژه‌هاي نيروهاي بيگانه مي‌باشد. از ديگر سو آنچه كه درتمامي‌انقلاب‌هاي رنگي به عنوان وجه مشترك مطرح است حمايت كشورهاي خارجي و تكيه بر برخي از منابع آنها مي‌باشد. به‌طورمشخص بر اساس مشاهدات شهروندان تهراني سفارتخانه‌هاي كشورهاي انگليس، فرانسه و استراليا در آشوب‌هاي روز شنبه تهران به آشوب‌طلبان و تروريست‌هايي كه از بيم دستگيري متواري بودند، پناه دادند. باتوجه به اخبارمزبوركاملاً مي‌توان دريافت جريان مزبور پايي نيز در كسب حمايت‌هاي بيگانگان و فضاسازي‌هاي بين‌المللي آنان دارد.


***
موارد گفته شده گرچه بخشي از تطابق اغتشاشات اخير و تلاش جريان انتخاباتي براي انقلاب رنگي با نمونه‌هاي انجام شده مي‌باشد اما ناكامي‌آن مي‌تواند عبرت‌هاي گرانقدر را به تصوير بكشد كه جريان مزبور با تسليم شدن در برابر خواست و اراده ملت مي‌تواند به دامان نظام بازگردد. اولين اين عبرت‌ها، هوشياري مردم مي‌باشد. مردمي‌كه دلبستگي خود به نظام را نشان داده و ثابت كردند چهره‌ها را حتي از پشت نقاب نيز خوب مي‌شناسند. گرچه نسل جوان ما نيز دوره‌هاي ابتداي انقلاب و جرياناتي همچون بني صدر را تجربه نكرد اما اتفاقات اخير يك نوع لمس شدگي تاريخي را براي آنان به نمايش گذاشته و تاريخ را برايشان به تصوير كشيد. درحقيقت مي‌توان گفت با توجه به اين اوصاف نسبت به بيمه شدن نسل كنوني انقلاب درمقابل خط نفاق بايد اميدوار بود. عبرت ديگر اما بايد به نقش رهبري و ولايت فقيه در مديريت چالش‌ها و نابساماني‌هاي كشور اذعان داشت. براستي كساني كه روزگاري از نهادهاي انتخابي - انتصابي سخن گفته و به دنبال تك پايه ساختن حاكميت بودند،اقراردارند كه اگر جايگاه رهبري نبود هم اينك اهتزاز پرچم‌‌هاي رنگي را بايد در كشور به نظاره مي‌نشستيم؟. نعمت ولايت بي‌شك عنايتي الهي است كه اگر جز اين بود آن پير فرزانه نمي‌گفت كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد.  

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 10:42  توسط مهدی خراسانی  | 

مناظره رئیس جمهور کشور ما ـ محمود احمدی نژاد با نخست وزیر سال های دفاع مقدس ـ مهندس میرحسین موسوی ـ بی شک در آینده، یکی از تاریخی ترین مناظره های صد سال اخیر تاریح ایران لقب می گیرد. این مناظره بیش از آنکه ناظر بر ویژگی ها و خصلت های سیاسی و تیپولوژی رفتاری این دو نامزد تلقی شود بیشتر بر تبیین و تشریح دو دیدگاهی بود که طی چهار سال اخیر و پس از روی کار آمدن دولت نهم بارها و بارها در مقابل هم قرار گرفت و به همآوردی پرداخت. ملت ایران از حیث تجربه دموکراسی خواهی و تعیین آینده و سرنوشت سیاسی خود  یکی از حساس ترین شب های 30 سال پس از انقلاب اسلامی را گذراند. حساسیتی که حاکی از قلیانات روحی و هیجانات سیاسی در بخش کثیری از جامعه چنان پرالتهاب بود که در گوشه و کنار کشور گاها به زد و خورد و درگیری های لفطی طرفداران احمدی نژاد باحامیان موسوی منجر شد. حتی پس از مناظره تلویزیونی میلیون ها تنی بودند که پس از پخش مناظره در ساعات نیمه شب به خیابان ها، پارک ها و میادین شهر آمده و با ابراز عقیده و مجادله و مباحث تند سیاسی به ابراز نظرات خود پرداختند. ایرانیان چنین تجربه ای را تنها در سال های 57 ـ 60 در خاطره سیاسی خود دارند که در هر کوی و برزن مردمی آگاه و ناآگاه در برابر هم قرار گرفته و به منویات درونی خود می پرداختند
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14:0  توسط مهدی خراسانی  | 

هر گاه دشمنان مي خواهند به مردم ايران حمله کنند، ولي خجالت مي کشند به بسيج حمله مي کنند. اگر مستقيماً به مردم حمله کنند، شعارها و پز مردمسالاري شان خدشه دار مي شود. دشمن مي داند که شور انقلابي و مذهبي مردم ايران در بسيج متبلور است و بسيجيان فرزندان اين ملت بزرگ و اسلامي هستند. به ويژه در ايام سرنوشت ساز، مثل ايام انتخابات، دشمن که مي داند بايد آماده تودهني خوردن از امت مسلمان ايران باشد، از فعاليت بسيج (بخوانيد از فعاليت همه مردم ايران) خرده مي گيرد و اندک دنياطلبان داخلي که مسيرشان از مردم و آرمان هاي نظام جمهوري اسلامي جداست، به القائات دشمن دامن مي زنند و بسيج را (يعني مردم ايران را) محکوم مي کنند! مگر بسيجيان کيستند؟ به پايگاه هاي بسيج که وارد شوي، بسيجيان را مي ببيني که يکي دکتر است، يکي دانش آموز، يکي طلبه است و ديگري مهندس و يکي دانشجو و ديگري راننده است يا شغل آزاد دارد. همه اينها از وقت و توان خود مايه مي گذارند و بدون چشم داشت مادي و ايثارگرانه در خدمت مردم و اوامر ولي امر مسلمين هستند. بسيجي با روحيه فداکاري و ايثار، در تمام ميدان هاي خطر حاضر مي شود و آماده است از مال و جان و تمام دارايي هاي خود بگذرد تا ايران اسلامي سربلند بماند و آرمان هاي انقلاب و شهيدان و امام خميني (ره) پاس داشته شود. رهبر معظم انقلاب در اين زمينه فرموده اند:


چرا در تبليغات جهاني و راديوها به بسيج اهانت مي شود؟ بسيج را که در خور تشويق و تعظيم و تحسين است مورد اهانت و بي‏مهري قرار مي‌دهند؟ چون نقش بسيج را در حفظ استقلال ملي، در حفظ غرور ملي در حفظ افتخارات ملي، در تأمين منافع ملي، و بالاخره از همه در اعتلاي پرچم اسلام و نظام جمهوري اسلامي مي‌دانند به جِد با بسيج دشمن اند، امّا دشمني آنها فايده‌اي ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:16  توسط مهدی خراسانی  | 

1. سرمایه‌گذاری انسانی

انتخابات سرمایه‏گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل این‌که شما سرمایه‏ى سنگین و عظیمى را در بانک می‌گذارید، بانک با آن کار می‌کند و شما از سودش استفاده می‌کنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‏گذارى عظیمى را می‌کند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد.

آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایه‏گذارى و سپرده‏گذارى. هر رأیى که شما در صندوق مى‏اندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین می‌کنید. یک رأى هم اهمیت دارد.

هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال می‌شوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان می‌دهد.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388

2. ثمره مردم‌سالاری دینی

انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایه‏ى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایه‏ها، انتخابات است. مردم‏سالارى دینى با حرف نمی‌شود؛ مردم‏سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت می‌گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست.

این مردم‏سالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. این‌که شما توانسته‏اید در طول این سى‌سال از نهیب ابرقدرت‌ها نترسید، این‌که ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه‏ى اساسى به شما بزنند، این‌که جوانان کشور در ورود به میدان‌هاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان می‌دهند، ناشى از مردم‏سالارى دینى است.

بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) 1/1/1388

3. هدیه‌ی امام

انتخابات نماد حرکت اسلامى در کشور ماست. انتخابات، هدیه‌ى اسلام به ملت ماست. امام بزرگوار ما حکومت اسلامى به روش انتخاباتى را به ما یاد داد. حکومت اسلامى در ذهن‌ها و خاطره‌ها به شکل خلافت‌هاى موروثى به یادگار مانده بود؛ خیال مى‌کردند حکومت اسلامى یعنى مثل خلافت بنى‌امیه و بنى‌عباس یا خلافت ترکان عثمانى؛ یک نفر با نام و شکل ظاهرى خلیفه، اما با باطن و عمل فرعون و پادشاهان مستبد؛ بعد هم که از دنیا مى‌رود، یک نفر را به جاى خود معین کند.

در ذهن مردم دنیا، حکومت اسلامى به این شکل تصویر مى‌شد؛ که بزرگترین اهانت به اسلام و حکومت اسلامى بود. امام، حکومت اسلامىِ به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعیین منتخب مردم را - که لبّ اسلام است - بار دیگر براى مردم ما معنا کرد و در جامعه‌ى ما تحقق بخشید.

بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/3/84

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 9:32  توسط مهدی خراسانی  | 

حسین طائب جانشین نیروی مقاومت بسیج در مورد مشارکت مردم در انتخابات گفت: معتقدم به واسطه پایان ماه صفر، ماه حزن و اندوه اهل بیت سلام‌الله و ورود به ماه ربیع‌الاول خواهیم دید که شور و نشاط مردم که به امر انتخابات وارد می‌شوند و حضور حداکثری مردم در این انتخابات را شاهد خواهیم بود و برآورد ما این است که امسال مردم با حضور حداکثری خود شعار اتحاد ملی مقام معظم رهبری را تجلی خواهند بخشید.
وی در مورد میزان نسبی حضور مردم طبق برآوردهای صورت گرفته گفت: برآورد کرده‌ایم که در کل کشور حدود 67 درصد از واجدین شرایط حضور پیدا خواهند کرد.
جانشین نیروی مقاومت بسیج در مورد حضور بسیجیان در صحنه انتخابات افزود: وقتی سخن از بسیج می‌آید یعنی بسیج 20 میلیونی و بسیج ده‌ها میلیونی بسیجیان تلاش می‌کنند تا در عرصه‌های مختلف زمینه‌های حضور را بیشتر کنند و در بعضی از مسایل انتخابات با دیگر ارگان‌ها همکاری و در تأمین امنیت حوزه‌های رأی‌گیری مؤثر باشد و به ایجاد یک فضای آرام برای حضور هر ساله مردم در پای صندوق‌های رأی کمک کند.
وی در پاسخ به اینکه توصیه شما به بسیجیان برای حضور در صحنه انتخابات چیست؟ گفت: فکر می‌کنم بسیجیان جلوتر از آن باشند که نیاز به توصیه داشته باشند، اما توقع داریم بسیجیان مانند دیگر صحنه‌ها که پیشتاز هستند با سبقت گرفتن در این عمل خیر در اولین ساعات رأی‌گیری حضور پیدا کنند و نمادی از تجلی حضور مردم باشند.
وی که در حاشیه نمایشگاه دستاوردهای حوزه‌ها و پایگاه‌های بسیج ناحیه ابوذر با خبرنگاران سخن می‌گفت درباره نقش برپایی این نمایشگاه‌ها در تحقق سخن مقام معظم رهبری در جلوگیری از ناتوی فرهنگی دشمنان گفت: من با دیدن این نمایشگاه به یاد سخن حضرت آقا افتادم که فرمودند «بسیج باید در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشد و پیشتاز باشد».
طائب ادامه داد: این نمایشگاه نمایشی بود از این موضوع، در این نمایشگاه دیدیم که در یک پایگاه دو قهرمان علمی که دو مدال جهانی و 20 مدال کشوری داشتند حضور یافته و در حوزه‌هایی هم فعالیت‌هایی از قبیل چتر‌بازی، فعالیت‌های علمی، ورزشی، هنری و پایگاه‌هایی که مختص به خواهران بود از این نوع فعالیت‌ها در آنها صورت می‌گرفت و اگر این نمایشگاه را با دقت نگاه کنیم همان عرصه‌های مختلفی که مقام معظم رهبری فرموده‌ است می‌یابیم و هرچه رسانه‌ها به خصوص صدا و سیما این فعالیت‌ها را منعکس کنند و حضور مردم و بسیجیان را به نمایش بگذارند می‌تواند در تحقق این امر و رسیدن به ایرانی سربلند و آباد و تحقق چشم‌انداز 20 ساله کمک نماید.
جانشین نیروی مقاومت بسیج در انتها در مورد انتقاداتی که در بحث سازندگی به بسیج شده بود گفت: ان‌شاءالله به زودی و در استانه روز بسیج و منابع طبیعی در مورد این مسئله به صورت مشروح توضیح خواهیم داد و می‌گوییم که آنچه که وظیفه بسیج است خدمت‌رسانی به مردم است
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 9:26  توسط مهدی خراسانی  | 

خصوصيات كانديداي اصلح كدامست؟چه كسي پيروز انتخابات است؟
طبق اصول 115و117 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ،رييس جمهور با اكثريت آراي شركت كنندگان ،از ميان رجال مذهبي وسياسي كه واجد شرايط زير باشند،انتخاب مي شود:
مدير ومدبر،داراي حسن سابقه وامانت وتقوا،مومن ومعتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور
همه نامزدها بايد داراي اين خصوصيات باشند واز ميان جمع آنان بايد فرد اصلح وبهترين فرد را براي رياست جمهوري بر گزينيم.
طبق اصل 113 ،پس از مقام رهبري ،رييس جمهور عالي ترين مقام رسمي كشوراست ومسئوليت اجراي قانون اساسي ورياست قوه مجريه را برعهده دارد.
خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است ،وملت اين حق خدادادي را از راه هاي گوناگون ،كه يكي از آنها ،انتخاب رييس جمهور است ،اعمال مي كند.
حفظ منزلت انسان وعزت دو جهان وي ،چنين مي طلبد كه هر فرد از جامعه در انتخاب خويش دقت بيش تري نمايد وبا شتاخت كامل از كانديدها ،به سراغ فردي برود كه لياقت نشستن بر كرسي دومين مقام عالي كشور را داشته باشد وبا تمام وجود راهگشاي ايجاد جامعه اسلامي گردد.
جامعه اي كه اصل سوم(3) قانون اساسي درباره آن مي آورد:"دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم(2)،همه امكانت خود را براي امور زير به كار برد:
1-ايجادمحيط  مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان وتقوا ومبارزه با كليه مظاهر فساد وتباهي.
2-بالا بردن سطح آگاهي عمومي ودر همه زمينه ها ،با استفاده صحيح از مطبوعات ورسانه هاي گروهي و وسايل ديگر
3-طرد كامل استعمار وجلوگيري از نفوذ اجانب
4-محو هر گونه استبداد وخود كامگي وانحصار طلبي
5- پي ريزي اقتصاد صحيح وعادلانه بر طبق ضوابط اسلامي ،جهت ايجاد رفاه ورفع فقر وبر طرف ساختن هر نوع محرومبت در زمينه هاي تغذيه ومسكن وكار وبهداشت وتعميم بيمه.
مهم ترين وصفي كه رييس جمهور بايد داشته باشد اعتقاد قلبي وعملي به ولايت فقيه است 
دقيقا طبق اصل 57 قانون اساسي قوه مجريه ،چونان قواي مقننه وقضاييه ،زير نظر ولايت مطلقه امر وامامت امت مي باشد
.ورييس جمهوري كه به اين موضوع واصل 110 كه بيان كننده وظايف رهبري است معتقد نباشد ،نمي تواند اصلح باشد ودر انتخاب ما قرار گيرد.
از اينرو امام بزرگوارمان مي فرمايد :
"اصلح شخصي است كه تعهد به اسلام دارد،اعتقاد به قوانين اسلامي دارد ودر مقابل قانون اساسي خاضع است واصل 110 (صدودهم )آن را كه ظاهرا راجع به ولايت فقيه است معتقد ايت و وفادار است نسبت به او،يك همچو شخصي را شماها انتخاب كنيد و گروه هاي را مردم را هم وادار كنيد كه يك همچو شخصي را انتخاب كنند وازتفرقه بپرهيزيد."(صحيفه نور ج،11،ص151) 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 9:23  توسط مهدی خراسانی  |